سيد محمد باقر شفتي

229

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

و قسم ثاني آن محمولى است كه ملاصق به جبهه بوده ، يعنى محمولى است كه به جبهه چسبيده است ، مثل اين كه مهرى را داخل مىنمايد ما بين جبهه در كلاه به حدى كه در حال قيام و غيره ملاصق بوده باشد به پيشانى به حدى كه حالت سجود از حيثيت موضوع بودن بر جبهه مثل حالت قيام بوده باشد ، اين قسم ظاهر اين است كه در حال اختيار جايز نبوده باشد . سوم : از امور سته واجبه در سجود آن است كه مساوى بوده باشد محل جبهه با محل وقوف ، يا بلندتر بوده باشد به قدر لبنه و بس ، و اين متحقق مىشود به منحنى شدن مصلى تا به اين حد ، پس انحناء واجب است من باب المقدمة . و مشهور در تعبير در اين مقام به نحوى است كه حاصل آن اين است : سوم از جملهء واجبات سجود منحنى شدن است از براى سجود تا اين كه مساوى شود موضع جبههء او با موقف او . تحقيق مقام مقتضى اين است كه گفته شود : انحناى بعد از ركوع متصور مىشود به چند نحو : اول - آن است كه منحنى مىشود به قصد سجود و بس دوم : آن است كه منحنى مىشود از براى غير سجود كذلك ، مثل اين كه منحنى شدن به قصد كشتن عقرب ، يا به جهت برداشتن چيزى از زمين . سوم : آن است كه منحنى مىشود به قصد هر دو . چهارم : آن است كه خارج از أقسام ثلاثهء مذكوره باشد ، مثل اين كه افتاد بر روى زمين ، تشكيكى در صحت قسم اول نيست . و اما قسم ثانى پس مقتضاى كلام مرحوم محقق در شرايع « 1 » و علامه در نهاية الاحكام « 2 » و تذكره و تحرير و كلام شيخ شهيد در ذكرى و دروس و صاحب موجز

--> « 1 » شرائع محقق ج 1 / 86 . « 2 » نهاية الاحكام ج 1 / 487 .